در آیـنـه
چاقو به دست, خشمگين خسته از بیسرانجامی. نه خاطرهای دارم از گذشته, نه در حالم خبری جز گمراهی, تصميم ِ آخر را گرفتهام در مُشت! - بايد رها شود از تصوير ِ رنج و تباهی - هدف میگيرم سمتِ قلبم و با تمام ِ قدرت... آينه میشکند (تنهاترين, باز ماندم در ابهام و سياهی) مجهولUnknown
مجهولUnknown
+
--------------------------------------------------------------------------
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386
-------------------------------
باطله ی ذهنم ذهن بی هویت مرده بازی من برهنه ام محمد کوچولو صحرای رز هنوز حرفهای ناگفته دارم گوش کن رکورد نبودنت شکست جنازه دوست داشتنی ما خانه ای از شن و مه NIGHTMARISH کافه نیمه شب پرچین راز ویارهای پسری ابستن تنها در تاریکی رو نوشت بدون اصل سکــــوت الاغی که یونجه را میفهمید سکوت شب
DeSiGneD By زنده باد خودم