|
یبوست
حرفهایم نمیاید...
برایم تکراری شده همه چیزهایم... همه دردهایم... یبوست فکر گرفته ام انگار...! حالم نه اصلا... من فقط تورو می خوام توی بیداری تو رویا... ... دارید نقدا یک (تو) به من قرض بدهید؟ عجیب می خواهم کسی را بپرستم... فقط نمی دانم تو را یا (تو)را! ذهن درگیر به طور عجیبی دچار سردگمی شده ام.... از هر نوعی که فکرش را بکنی... ذهن درگیر من استراحت میخواهد... و روحم ارامش.... همه خفه خون بگیرند لطفا!
|
Our Archive
------------------------------- Authersvainvoid Unknown Null ------------------------------- Links
-------------------------------
DeSiGneD By |